
دلایل عدم آزادی زنان در ایران :
۱) کنترل پوشاک :
با اینکه نیازی نیست در این مورد توضیحی ارایه کنم اما برای آن دسته از دوستان که هنوز چشمانشان بر حقایق بسته مانده مینویسم .در ایران هیچ کس حق ندارد آنچه میخواهد بپوشد ....و این امر در مورد زنان بطور بارزتری مشهود است بر اساس قانون اساسی زنان باید در اجتماع با حجاب شرعی تردد نمایند و در غیر این صورت بنابر ماده ۶۳۸ قانون مجازان اسلامی از ۱۰ روز تا ۲ ماه و از ۵۰۰۰۰ ریال تا ۵۰۰۰۰۰ ریال جریمه میشوند ....این از مظاهر دموکراسی است و نتیجه آن اوضاع نابسامان امروز!
۲) روابط جنسی :
هرچند در بحث زنا به آن مفصلا پرداختیم اما برای تاکید و تکرار بازهم بر ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی نگاهی می اندازیم که بر اساس آن هرگاه مرد همسرش را در حال زنا با مرد دیگری مشاهده کند بی هیچ پرسشی میتواند در دم هر دو یا یکی از آنها را بکشد اما آیا این برای مردان صادق است و یا چرا صادق باشد آنگاه که مردان می توانند ۴ زن عقدی و بی شمار زن صیغه ای داشته باشند و یا در صورت گیر افتادن با هر ترفندی خود را از مهلکه برهانند
۳) ممنوعیت رفت و آمد در کشور و محل اقامت :
زنان شوهر دار مجبور به سکنی در محل اقامت شوهر هستند و امکان خروج از آن محل را ندارند مگر به اذن و اجازه شوهر .... اقامت زن تنها در هتل ها و مسافر خانه ها با مجوز اداره مفاسد آن شهر انجام میشود ....!!!!
تمکین در قانون ایران دو معنا دارد : یکی سکونت و استقرار زن در محلی که شوهر تعیین میکند و دوم ممنوعیت زن از خروج از خانه بدون اجازه شوهر
۴)کنترل خروج از کشور :
در این مورد لازم به توضیح نیست جون همه از قوانین مربوط به خروج از کشور اطلاع دارند
۵)کنترل روابط جنسی در رابطه زناشویی :
تنها چیزی که به آن در قوانین ایران وقعی نهاده نشده تمایلات جنسی زنان در امر زناشویی است
بر اساس ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی هرگاه زن از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود
این یعنی زن در این وسط نقشی ندارد و صرفا وسیله ایست برای تمتع جنسی شوهر .. این قانون جامعه ایست که ادعا میکند به زن ارزش بخشیده است .این قانون به مرد حق میدهد که بدون توجه به آمادگی جسمانی و روانی همسر خود با او همبستر بشود ....حال اینکه در بسیاری از کشورهای جهان این به نوعی تجاوز جنسی تعبیر میشود جالب اینکه قانونگذار حتی زن را در دوره ماهیانه نیز مستحق عدم تمکین ندانسته و امتناع زن از ایجاد رابطه جنسی در این دوران از مصادیق عدم تمکین و قطع نفقه است
۶)کنترل انتخاب همسر :
انتخاب همسر نه بر عهده دختر بلکه بر عهده پدر و جد پدری است و آنها در این مورد اختیار تام دارند که حتی پیش از سن تکلیف دختر یا نوه خود را به عقد هر کسی که دوست دارند در بیاورند
و همه میدانیم که در برخی شهرستانها پدر و جد پدری بابت این تبادلات زندگی یک دختر پول خوبی به چنگ می آورند
و جالب اینکه اگر پدر و جد پدری در دسترس نباشند بازهم قانون مادر را در این راستا دخیل نمیشناسد و دادگاه در سمت ولی دختر قرار خواهد گرفت
۷)حفظ بکارت :
تفکر باکره پسند مردان ایرانی و بی صفتی شیادانی که از غفلت لحظه ای دختران استفاده میکنند تا این جوهره حق زندگی را از آنان بگیرند باعث خودکشی ها و نگرانی های بسیاری در میان زنان است .
۸)سقط جنین:
این برده گی قلمرو آزادی تن را نیز شامل میشود . و جالب اینکه بر طبق ماده ۱۷ قانون مدنی تنها در صورتی امکان سقط جنین برای مادری که این بارداری برایش خطرناک است وجود دارد که کودک کمتر از ۲ ماهه باشد .
۹)فرزند کشی:
جالب اینکه بعد از آنهمه تبصره نوشتن برای سقط جنین که موازین شرعی در اکثر موارد بر جان انسانها ارجحیت داشته حالا قانون دست پدر و جد پدری را برای کشتن فرزندش باز گذاشته
طبق ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمیشود و به پرداخت دیه محکوم خواهد شد
۱۰)تجاوز جنسی:
هرگاه زنی به دادگاه مراجعه کند و ادعا کند که به او تجاوز شده است تنها در صورتی میتواند آن را اثبات کند که ادله خود را ارایه کند و از جمله این ادله وجود شهود عینی است و اگر زن نتواند ادعای خود را ثابت کند این بیم میرود که به زنا محکوم گردد و به همین دلیل زنان حتی اگر دست به خودکشی بزنند برای شکایت به دادگاه مراجعه نمیکنند
پ.ن ۱ : حالا اگر میتونی رفرنس پیدا کن ....این تویی که جز کلیک کردن کار دیگه ای بلد نیستی جناب
پ.ن ۲ : شاید تصمیم بگیرم به خیلی از بلاگ ها دیگه سر نزنم
پ.ن ۳ : دیگه به کسی اجازه نمیدم از صمیمیت من سو استفاده کنه و خودش رو اونقدر انسان حساب کنه که بخواد هر جوری با من حرف بزنه
در این پرونده زوجه به طرفیت زوج تقاضای طلاق نموده است و اظهار داشته : " در تاریخ ...... بدون اطلاع از ماهیت خوانده با وی ازدواج کردم . پس از رفتن به خانه وی معلوم گردید وی فردی روانی است که چندین بار در بیمارستان بستری شده و موقعی که از بیمارستان خلاص شد تا صبح از وحشت اعمال وی نخوابیدم.مرا کتک زد . اگر پدر و مادرش نرسیده بودند مرا به قتل می رساند .مرا با وضع نا مطلوبی از خانه بیرون کرد . اینک در خانه مادرم بدون خرجی تحویل مادرم شده ام لذا تقاضای طلاق می نمایم ...."
استعلام از پزشک متخصص ۱۴/۲/۶۷ :" معاینه شد. در حال حاضر مبتلا به جنون ادواری است و مسوول اعمال خود نمی باشد "
نظر شبه دیوان عالی و رای نهایی دادگاه ۱۸/۵/۷۱ :
" نه اظهارات زوجه حکایت از این دارد که زوج به نحو دایم روانی است و نه نظریه پزشکی دلالت بر وجود بیماری مستمری دارد که ادامه زندگی زوجه را همواره با خطر قرار دهد . بلکه از صریح اظهارات زوجه دایر بر اینکه اگر شوهرش قرص مصرف کند حالش خوب است ... چنین مستفاد می شود که زوج دچار آن چنان بیماری که زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل نماید ندارد "
این یعنی اینکه گاهی اوقات شوهر خطرناک است ..... و اگر در همین گاهی اوقات زن را بکشد اصلا مهم نیست چون اگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر قرص بخورد خوب است .....
منبع : علل نقض آرا در دیوان عالی کشور / یدا...بازگیر/صفحه ۴۱
پ.ن: این رو در جواب به همکلاسی عجولم میگم ....من هنوز در مرحله موشکافی و طرح دعوی هستم ......

تبصره ذیل ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی :
"عقد نکاح قبل از بلوغ با اجازه ولی به شرط رعایت مصلحت مولی علیه باشد"
به موجب ماده ۱۱۸۰ قانون مدنی:" طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود می باشد "
بنابراین پدر و جد پدری که بر فرزند و نواده خود ولایت قهری دارند می توانند آنها را حتی پیش از بلوغ بدون جلب رضایت مادر به نکاح فرد مورد نظر خود در آورند
کسانی که با ساختار اجتماعی روستاها آشنا هستند میدانند که در آنجا احتمال اینگونه ازدواجها متصور است چون همزمان با نکاح دختر صغیر ولی بابت شیر بها مبلغ هنگفتی از خانواده داماد دریافت میدارد و اغلب در بافت سنتی روستا مهریه هم توسط ولی دریافت میشود بنابراین در این بین دختر هیچ حق و حقوقی ندارد
ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی:
" نکاح دختر باکره - اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد - موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست"
چنانچه دیدیم قانونگذار ایرانی به حدی نسبت به حفظ قلمرو وسیع اختیارات پدر و جد پدری تعهد و سرسپردگی احساس میکند که اولا برای دختر در سنین بالا هم حق انتخاب آزادانه همسر را به رسمیت نمی شناسد و ثانیا در صورت نبود پدر و جد پدری برای مادر در امر ازدواج دختران باکره در سنین بعد از ۱۸ سالگی کمترین نقش و اختیاری قایل نمی شود . در مواردی که پدر و جد پدری در دسترس نیستند مرجع قضایی صالحه به قایم مقامی ولی قهری مصلحت دختر رشیده را تشخیص میدهد .
این نحوه نگرش قانون گذار بر فرودستی و عدم صلاحیت مادران و دختران رشید ایرانی صحه میگذارد و به شدت آنها را تحقیر میکند

رابطه جنسی آزاد در قوانین جزایی ایران "زنا" نامیده میشود .زنا عنوان جرم خاصی است که مجازات آن ۱۰۰ ضربه شلاق است .و این مورد از معدود مواردی است که قانون گذار مجازات زن و مرد را یکسان دانسته و میان دو جنس تبعیض قایل نشده .
در قوانین ایران چنانچه زن در نکاح دایمی مردی باشد و با مرد دیگری همبستر شود محکوم به سنگسار است .مردان متاهل نیز چنانچه رابطه نامشروع ایجاد کنند محکوم به سنگسار هستند(ماده ۸۳ قانون مجازات اسلامی)
با آِنکه قانون برای مرد و زن در این مورد مجازات یکسان تعیین کرده اما چنانچه مجازات زنا را در ارتباط با قانونی بودن چند همسری برای مردان ایرانی مورد بررسی قرار دهیم به روشنی در می یابیم که زنان در برابر مواد قانونی مربوط به زنا کاملا بی دفاع هستند در حالیکه مردان از موقعیت دفاعی وسیعی بهره مند ند.به همین دلیل در سالهای بعد از انقلاب تعداد مردانی که به اتهام زنای محصنه سنگسار شدهاند کمتر از زنان است
در قوانین ایران مردان میتوانند چند همسر دایم یا موقت را در نکاح خود داشته باشند .بنابراین چنانچه مردی به اتهام زنای محصنه دستگیر شود می تواند با ارایه یک گواهی از عاقد مبنی بر اینکه زن را به عقد شرعی در قید زوجیت خود داشته است از مجازات بگریزد .البته این مستلزم آن است که زن در نکاح مرد دیگری نباشد.
در ضمن طبق ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی اگر شوهر زن خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند می تواند هر دوی آنان را به قتل برساند
و این قوانین جامعه ای اسلامیست ....!!!!!!
قانونی اصولا بی هیچ تبعیض و مظهر عدالت ...اما در ایران؟؟؟؟
۱) به موجب قوانین ایران پدر را به اتهام قتل فرزند قصاص نمیکنند
۲) حتی اقرار زوج مبنی بر ناتوانی و عجز از رابطه جنسی از مصادیق عسر و حرج زوجه شناخته نشده و زن همچنان در قید زوجیت باقی می ماند
۳) متاسفانه اصطلاح " مهدورالدم " که در ماده ۲۲۶ قانون مجازات اسلامی لحاظ شده تیغ به دست اشرار داده ."مهدورالدم" به شخصی گفته میشود که چنان عمل مجرمانه و گناه کبیره ای را مرتکب شده باشد که خون او باید ریخته شود و مجازات نخواهد شد .خشونت ناشی از این ماده قانونی بیشتر متوجه زنان میشود زیرا مردان خانواده میتوانند به استناد این ماده قانونی زنی از افراد خانواده را که به اعتقاد آنان ( که در اکثر موارد تهمتی بیش نیست ) مرتکب عمل نامشروع شده است به قتل برسانند . آنها در دفاعیات خود با استناد به این ماده قانونی از قصاص میگریزند
۴) طلاق توافقی ....حق مطلق مردان برای طلاق و حق بسیار محدود زنان برای طلاق نوعی عدم تعادل در حقوق زمجین ایجاد کرده که در اکثر موارد برای زنان زیانبار است . طلاق های توافقی عموما به ازای بذل حقوق مالی زن تحقق می یابد .
۵) یکی از صفاتی که هر گاه در مرد ظهور کند برای زن حق فسخ نکاح یا طلاق ایجاد میکند انواعی از جنون و اختلال روانی است . اما در محاکم ایران برای احراز موضوع حتی با وجود نظریه مثبت کارشناسی بسیار سخت گیری میکنند و به ندرت زن را در خواسته خود محق میشناسند
۶)مادر حق تقاضای قصاص برای قاتل فرزند خود را ندارد
این قوانین جامعه ای انسانیست به دور از حیوانیت و خشونت ...جامعه ای که پدر فرزندش را به خاطر تاخیر ۵ دقیقه ای میکشد مرد همسرش را به خاطر تهمت کینه توزانه زن همسایه به قتل میرساند زن شوهرش را به خاطر مرد دیگری مثله میکند شوهر زن شکنجه شده اش را با تهدید دور کردن فرزندان وادار به تمکین میکند .....
بگذریم....
حرفها زیاد است و فرصت کوتاه
میشنوی؟؟؟
۳۰ تا ۳۵ ٪ زنان آمریکایی مورد آزار جسمی شوهران خود قرار میگیرند
۱۵ تا ۲۵ ٪ زنان آمریکایی به هنگام بارداری نیر مورد ضرب و شتم قرار میگیرند
طبق گزارش اف بی آی در سال ۹۷ در آمریکا از هر ده قربانی زن ، سه نفر توسط شوهر یا دوست پسر خود کشته شده اند
در کلمبیا بیش از ۲۰ ٪ زنان مورد آزار لفظی یا روانی شوهرانشان قرار میگیرند
در شیلی ۶۳ ٪ زنان مورد آزار جسمی قرار میگیرند
۴۳ ٪ درصد از زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خود کشی میزنند
۴۲ ٪ از زنان در کنیا به طور مرتب مورد آزار فیزیکی همسران خود هستند
۶۲ ٪ از مقتولان زن در سال ۱۹۸۷ در کانادا توسط شوهران خود کشته شده اند
و در ایران............
یکی از ویژگی های بارز این پدیده در ایران پنهان بودن آن است . در حقیقت بر اساس باورهای سنتی رایج زنان تا کارد به استخوانشان نرسد عکس العملی در این موارد نشان نمیدهند
هرچند ما آن اقلیت از زنان که مردان را بازیچه قرار داده از نظر دور نمیداریم اما همه میدانیم که پدیده ای تحت عنوان مرد آزاری یا خشونت علیه مردان وجود ندارد مگر در سطح اقلیت که باز هم حاکی از پدیده نبودن آن است
زنان ایرانی در فضای زندگی پدری زیر سلطه پدر ، برادر و شوهر خواهر و... به سر میبرند و در زندگی زناشویی زیر سلطه شوهر و اقوامش و در فضای شغلی زیر سلطه سلیقه های مرد سالار رؤسا و مدیران ذکور و در زندگی اجتماعی زیر سلطه سنت های زن ستیز .....!!!!
ادامه دارد
پیوست:منبع ....پزوهشی درباره خشونت علیه زنان
روزهای زیادی گذشت تا باز هم ...باز هم با اینکه وبلاگ صرفا اجتماعی و آیینه اجتماع من در میان فهرست سیاه قرار گرفت و دسترسی من به آن ناممکن شد ...به خود جرات دادم و با اسمی جدید آمدم تا راهی را که آغاز کرده بودم ادامه دهم ... و در این راه چشم به یاری شما دارم ...
گرچه آدرس این بلاگ تبعیض است و حاکی از معانی زیاد اما آنچه من در صدد انجامش هستم ورود
آیینه ای اجتماعی بی هیچ تبعیض که بازتاب تمام حقایق است به جمع دوستانه وبلاگ نویسان است
هرچند سهم ما
آمیزه ای ز سرزنش و ریشخند بود
حق با صدای توست
باید بلند بود